به نظر مىآيد كه منشأ ترديد شما و اين كه احساس مىكنيد همواره سر دوراهى قرار داريد، اين است كه عقل و دل و حال و آينده را از امور متعارض فرض كردهايد و فكر مىكنيد يا بايد به حرف دل عمل كرد، يا بايد عقل را در اولويت قرار داد و به حرف عقل جامه عمل بپوشانيد؛ يعنى اين كه زمان حال را بايد مغتنم شمرد و يا به آينده فكر كرد؛ در حالى كه اگر به اين امور به صورت صحيح و منطقى نگاه كنيد، تعارضى ميان آنها وجود ندارد و مىتوان هم عقل و هم دل را به عنوان دو امكان و دو ظرفيت ارزشمند، مورد استفاده قرار داد و از زمان حال، به خوبى استفاده كرد تا آيندهاى پربار و پرثمر را رقم زد؛ زيرا سعادت يا شقاوت، پيروزى و شكست آينده، به چگونگى استفاده از توانمندىهاى خود در زمان حال بستگى دارد.
عقل سليم، همچون چراغى روشن، زشتىها، زيبايىها، خوبىها و بدىها را به انسان نشان مىدهد و دل سالم نيز بر اساس فطرت الهى، انسان را به خوبىها و كمالات، سوق مىدهد. آن چه انسان را به بدىها و زشتىها امر مىكند، نه عقل سليم و نه فطرت الهى(دل) است؛ بلكه هواهاى نفسى و وسوسههاى شيطانى است. قرآن در اين باره مىفرمايد: «همانا نفس اماره، انسان را به بدىها امر مىكند؛ مگر كسانى كه مورد لطف و رحمت الهى قرار گيرند». بنابراين، آن چيزى كه شما از آن تعبير به دل كرديد، دل نيست؛ بلكه هواهاى نفسانى و وسوسههاى شيطانى است.
خداوند، عقل، فطرت و آموزههاى دينى را در اختيار انسان قرار داده تا او بتواند در مصاف با هواهاى نفسانى و وسوسههاى شيطانى، مقاومت كند و به راحتى تسليم جنود شيطان نشود. در واقع، درون هر انسانى، ميدان و عرصه كشمكش ميان جنود رحمانى (عقل و فطرت) و جنود شيطانى (نفس اماره و وسوسههاى شيطان) است كه در روايات، از آن به جهاد اكبر تعبير شده است و تنها كسانى در اين جهاد بزرگ به پيروزى مىرسند كه همواره با هواهاى نفسانى خود مبارزه كنند و با استفاده از نيروى عقل و الهام گرفتن از فطرت الهى و به كمك راهنمايى رهبران دينى، اين مسير پرفراز و نشيب را طى كنند.
بنابراين، راه سعادت و خوشبختى، در اين است كه انسان به نداى فطرت كه از اعماق وجودش برمىخيزد و او را به خوبىها، ارزشها و معنويات دعوت مىكند، لبيك گويد و از همه ظرفيتهاى وجودى خويش، به ويژه عقل، استفاده كند و با مغتنم شمردن زمان حال، سعادت آينده خود را رقم زند. بدون ترديد، هم عقل و هم دل و وجدان درونى ما، همه يك هدف را دنبال مىكنند و آن، حركت به سوى كمال مطلق و مطلق خوبىهاست و مصداق اين هدف متعالى، خداوند متعال است. ماهيت انسان، ماهيت از اويى و به سوى اويى است؛ «انا لله و انا اليه راجعون».
نوشته شده توسط خاطره در شنبه بیست و یکم بهمن 1385 ساعت 11:45 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

به نام حق
به نام آنكه دوستي را آفريد، عشق را ، رنگ را ... به نام آنكه كلمه را آفريد.
و كلمه چه بزرگ بود در كلام او و چه كوچك شد آن زمان كه ميخواستم از او بگويم.
سالهاست دچارش هستم. و چه سخت بود بيدلي را ، ساختن خانه اي در دل.
و اين دل بينهايت، چه جاي كوچكي بود براي دل بيتابش.
او رفت و من نشناختمش . در تمام ميخكهاي سر هر ديوار، آواز غريبش را شنيدم
اما نشناختمش. همانگونه كه بغضهاي گاه و بيگاهم را نشناختم.
فقط آنقدر او را شناختم كه در سايه هاي افتاده به كلامش، به دنبال جاي پاي خدا باشم.
اينجا، هر چه هست، جز با صداقت او و كلام و نقشهاي او، حوض بي ماهيست.
شايد مزرعه اي باشد با زاغچه اي بر سر آن
زاغچه اي كه هيچكس جدي نگرفتش .
اينجا را هديه اش ميكنم. به آنكس كه براي سبدهاي پرخوابمان، سيب آورد.
حيف كه براي خوردن آن سيب، تنها بوديم . چقدر هم تنها ...
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY